اين جداول نتايج تحقيقی آماری و بخشی در انگلستان است:
جدول اول:درصد تصاحب موقعيت های شغلی توسط تحقيق شوندگان با توجه به جنسيت
|
|
مردان (%) |
زنان (%) |
کل(%) |
|
|
12.2 |
2.2 |
11.8 |
|
|
49.5 |
24.4 |
48.4 |
|
معاون |
17.0 |
22.2 |
17.3 |
|
|
13.2 |
20.0 |
13.4 |
|
|
3.8 |
6.7 |
3.8 |
|
|
1009 |
45 |
1066 |
جدول دوم:جدول دوم: شرکتهايی که زنان را استخدام نميکنند با توجه به ميزان بزگي آنها
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
جالب آنست که حتی نويسندگان اين تحقيق هم نخواسته اند به اين نکته توجه کنند که اين آمار و شيوه برخوردها ممکن است به خاطر قابليتهای بيشتر مردان باشد نه صرف تبعيض يا برخوردهای سليقه اي.ضمنا اينکه نتايج يک تحقيق که به تازگی صورت گرفته نشان ميدهد که هوش مردان بيشتر از زنان است و احتمالا همين امر باعث شده از زنان در طول تاريخ پيشی بگيرند.
منبع:
----------------------------------------------------------
منبع: http://hoghoghemardan.blogfa.com/post-4.aspx
ارشاد کردن رو هم یاد گرفتیم!!!می خوام بدونم پلیس مرد با چه مجوز شرعی و قانونی به دختر دست می زنه و حولش می ده؟به بد حجاب بودن دختره کاری نداریم.چون مشت نمونه خرواره و باید خودشونو درست کنن.اما نه این طوری!!!
بازکاوي خدمت نظام وظيفه عمومی ( سربازی )
مقدمه:
یکی از قوانینی که اکنون در ایران با جدیت دنبال میشود قانون نظام وظیفه عمومی یا سربازی است. این قانون مصوب زمان رضاشاه است. رضاشاه که میخواست ارتشهای قبیلهای و عشیرهای را حذف کند در اقدامی تقلیدی از کشورهای اروپایی به تصویب قانون نظام وظیفه عمومی - سربازي ـ مبادرت کرد که در آن زمان با مخالفت علما و مراجع روبرو شد. از جمله آیت الله نورالله اصفهانی که مخالفت با قانون نظام وظیفه - سربازي - را در راس اهداف ششگانه قیامش عليه رضاشاه قرار داد. هر چند که سرانجام به واسطه شهادتش اين مخالفت ناکام ماند. قیام آیت الله نورالله اصفهانی و اهداف آن با تایید علما و مراجع آن زمان مانند آیه الله العظمی شیخ ابوالحسن اصفهانی، آیتالله بهبهانی، میرزا هاشم آشتیانی و شهید مدرس همراه بود. شهید مدرس نیز در مجلس مخالفت خود را ابراز داشت و در نطق خود با اشاره به خاطرات اقامت هشت سالهاش در بین النهرین (عراق) این قانون را از دلایل نارضایتی مردم عراق از دولت عثماني دانسته و فرمود: «بالاخره مملکت را گرفتن قشون عمومی از دست عثمانی به در برد. چون خلاف طبیعت مردم بود.» همچنین اعضای حوزه علمیه تهران در نامهای به آیت الله نورالله اصفهانی ضمن حمایت از قیام ایشان، تاکید میکنند که «تمام آقایان حجج اسلام و حصون ایمان دامت برکاتهم از امورات شخصیه و مشاغل نوعیه خود دست برداشتهاند و متفقا به کلمه واحده در مقام... جلوگیری از هر قبیل قوانینی که به خلاف قوانین مقدسه اسلام وضع شود قیام و اقدام دارند، بالاخص در قضیه نظام اجباری که فوق العاده از تحمل خارج و طاقت فرساست. امید است که به همم عالیه آن ذوات مقدسه[ائمه اطهار] و جدیت کامله و پافشاری، رفع و دفع این قانون جابرانه و خانمان ویرانکن شود.» ( مراجعه شود به کتاب اندیشه سیاسی و تاریخ نهضت حاج آقا نورالله اصفهانی، موسی نجفی، صفحات 268-242)
اکنون با گذشت حدود هشتاد سال خانمان ویران کنی و مضرات این قانون آشکار شده است، اما جای این سوال باقی است که چرا این قانون در نظام جمهوری اسلامی ایران همچنان به قوت خود باقی است. همان طور که میدانید نهاد دولت در اسلام مطلق العنان و آزاد نیست و در چارچوب قوانین و مقررات شرع محدود است. بر اساس کدام اصل از قوانین اسلام و فقه شیعه دولت اسلامی حق دارد جوانان را وادار سازد که دو سال از بهترین سالهای عمر خود را در اختیار خود نبوده و حسب دستور دولت به اصطلاح به خدمت سربازي بپردازند. بر اساس شناختی که از دین مبین اسلام و فقه شیعه داریم چنین اجازهای را در هیچ جای از دستورات اسلام نمیبینیم. در اسلام بر آمادگی نظامی تاکید بسیار شده است به همین دلیل برقراری دورههای آموزش اجباری نظامی برای جوانان بسیار مطلوب و لازم است اما ماههای متوالی بیگاری که بعد از پایان آموزش نظامی بر جوانان این مرز و بوم تحمیل میشود در تعالیم اسلام جایی ندارد. تنها مقولهای که میتوان این مساله را به کمک آن توجیه کرد باب مصلحت است که در ادامه فواید و مضرات سربازی را خواهم شمرد تا نهایتا این نتیجه آشکار شود که نه تنها اکنون مصلحتی بر تداوم سربازی وجود ندارد بلکه مصلحت در لغو اجباری بودن آن است و بایستی داوطلبانه و اختیاری شود. اکنون که دولت جدید با شعار دولت اسلامی آمده است توجه جدی به حل این مساله که در تعارض جدی با اسلام قرار دارد میطلبم و از تمامی رسانهها و نخبگان میخواهم که با نشر و بسط این مطالب در حل این معضل یاری رسانند. در ادامه فوايد و مضرات سربازي را بر میشمرم :
● فواید سربازي:
۱- از جمله مهمترین فواید سربازی بهرهمندی دولت از نیروی جوان ارزان است.
۲- بخش آموزش نظامی آن موجب تقویت روحیه نظامی و آشنایی جوانان با مسايل نظامی برای روز مبادا میشود.
۳- برخی از پدران و مادران نیز خدمت سربازی را باعث مرد شدن پسرانشان میدانند.
● مضرات سربازي:
اما برای سربازی مضرات زیادی نیز میتوان برشمرد که این فواید را تحت الشعاع قرار میدهد. به برخی از آنها اشاره میکنم:
۱- همان طور که اشاره شد سربازی با اصول اسلامی ناسازگار است. در اسلام حتی زمانی که به مملکت اسلامی حمله میشود در ابتداي امر جهاد به صورت واجب کفایی واجب میشود و بر همه واجب نیست یعنی در صورتی که کشور تحت هجوم باشد نیز نمیتوان در ابتدا همه را به جنگ برد. حال چگونه است که در جمهوری اسلامی در شرایطی که هیچ جنگی هم نیست جوانان را مجبور میکنند که قریب به دو سال از بهترین زمان عمر خود را در اختیار خود نباشند. بر اساس کدام اصل از اصول دین مبین اسلام جوانان ناچارند دو سال از بهار زندگی خود را در اختیار دولت بگذارند. بنابراين سربازی يک وظيفه ديني و شرعي نميباشد. و تحمیل سربازي به عنوان وظیفه دینی بر جوانان مطلوب نیست.
۲- سربازي يک وظيفه ملي هم نيست. دفاع از سرزمين در خون ما ایرانیان است و شاهنامه فردوسي پر است از روحيه سلحشوري ايرانيان. ولي در کجا در اسطورهها و تاريخ ايران زمين آمده است که جوانان بايد جواني خود را در اختيار دولت قرار دهند آن هم در زمان صلح. هر جوان ايراني حاضر است در زمان جنگ جان خود را تقدیم کند ولي حاضر نيست در زمان صلح عمر خود را بيهوده هدر بدهد.
۳- با نگاه کوتاهی به هم کلاسی های دوران تحصیل خود میبینم که بسیاری از آنها در خلال سربازی به مواد مخدر و یا مشروب مبتلا شده و یا لااقل سیگاری شدهاند. متاسفانه اکنون دوران سربازي یکی از اصلیترین عوامل انحراف جوانان است و آنهایی هم که از قبل منحرف بودهاند بدتر میشوند.
۴- شاید تصور شود که راه حل مشکل بالا افزایش کنترل و برخورد با متخلفین است ولی اين چاره کار نیست ؛ چون بر خلاف تصور برخي مسئولین که از واقعيتها فرار مي کنند جوانها به سربازی به دید یک وظیفه ملی یا شرعی نگاه نمیکنند بلکه به دید یک نوع بیگاری نگاه میکنند و البته حق هم با جوانان است. و لذا راه کارهای کنترلي نمیتواند مشکل را حل کند. مشکل زمانی حل میشود که جوانان را از کانون گرم خانواده جدا نسازیم.
۵- کشوری که بر روی مخازن نفت قرار دارد چرا باید از جوانان خود بیگاری بکشد. وادار ساختن نیروی جوانی که باید برای پدر و مادرش و یا زن و فرزندانش تلاش کند به دوری از خانواده و استفاده از نیروی او برای پیشبرد فعالیتهای دولتی که تمام پول نفت به عنوان بیتالمال در اختیارش است به جز بیگاری چه معنایي دارد.( تصور از بیگاری موجب میشود جوان از همان ابتدا یاد بگیرد که در کار کردن برای دولت دل به کار ندهد. )
۶- خدمت سربازی چیزی جز اتلاف عمر برای جوانان ندارد زیرا وادار کردن آنها به کاری است که در آن تخصص ندارند و اگر استثنا در راستاي تخصص آنها باشد به آن علاقهای ندارند. در مورد سربازان دیپلم وضع بسیار بدتر است و آنان ساعتهای متوالی به نگهبانیهای بیهوده و دیوانه کننده میگذرانند. در ضمن بسياري از پستهايي كه سربازان در آنها به خدمت ميپردازند زايد، بيهوده و قابل حذف است.
۷- بسياري از جوانان سرباز در شهرکهاي مسکونی سپاه و ارتش براي انجام کارهاي خدماتي و نگهباني از منازل پاسداران و ارتشيان به کار گرفته ميشوند که بر خلاف قانون است. اين خود نوعي رانت است. چرا ديگر مشاغل مجبور هستند که هزينه اين خدمات را بدهند ولي نظاميان از چنين رانتي بهرهمند هستند؟ مضاف بر اینکه از منظر شرع مقدس این گونه اقدامات باید در برابر دستمزد و حقوق عادلانه و کامل باشد.
۸- خدمت سربازي به نفع جوانان نيست و به نفع خانوادههاي آنان هم نيست و فقط به نفع دولت است. حال اين سوال باقی است که در دولت مردمسالار ديني منافع مردم مقدم است يا دولت؟ در حال حاضر رفتار دولت بر خلاف شعارهايش است. ظاهرا مردمسالاري تا جايي محترم است که به نفع دولت باشد نه مردم. از یک دولت اسلامی که دارای منابع غنی نفتی میباشد بعید است که با بهانههای واهی منافع دولت را بر مردم ترجیح دهد.
۹- سربازی یکی از مهمترین موانع ازدواج جوانان است. بی تردید کسانی که این مقوله غربی و غیر اسلامی را بر جوانان تحمیل میکنند در گناه آنانی که به این واسطه به معصیت دچار شده اند، شریک هستند. اینکه برخی تسهیلات برای سربازان متاهل فراهم شود مناسب و ضروری است ولی حلال مشکلات نیست، زیرا بسیاری خانوادهها دختر خود را به مردي که ميخواهد دو سال به سربازی برود نمیدهند و در این میان اگر چه آن جوان بیتقصیر است ولی خانواده دختر هم محق هستند.
۱۰- اکنون نظام وظیفه سربازي بسیاری از فرصتهای مربوط به اشتغال را به خود اختصاص داده است. بر اساس آمار موجود اکنون میزان شغل ایجاد شده در کشور به میزان جوانانی که در آن سال بایستی وارد بازار کار شوند نزدیک شده است. اما مشکل در حجم عظیم بیکاران مانده از سالهای قبل است. با حذف سربازي و اختصاص فرصتها به این جوانان، میتوان تا حد زیادی از حجم عظيم بيكاران كاست و بر نرخ بالای بیکاری در ایران فایق آمد. شايد راحتترين راه براي فايق آمدن بر بيكاري حذف سربازي باشد. در مواردي هم كه استخدام صورت ميگيرد شركتها و حتي سازمانهاي دولتي با سو استفاده از نداشتن كارت پايان خدمت جوانان را با حقوق كم، بدون بيمه و هر گونه تضمين و آينده شغلي استخدام ميكنند.
۱۱- حتی اگر کشور مشکل بیکاری نداشت باز هم سربازی از مهمترین موانع اشتغال بود. نه فقط اینکه امکان اشتغال در مشاغل استخدامی اعم از دولتی و غیر دولتی از جوانان سرباز سلب میشود بلکه بسیاری مشاغل آزاد هم هستند که نیاز به برنامه ریزی و تداوم کار دارند که سربازی با وقفهای که ایجاد میکند از ابتدا مانع رفتن جوانان به سوی آن کارها میشود ؛ که دو تاثیر منفی دارد : اول اینکه باعث تاخیر در مولد شدن جوانان و ضرر کلان به اقتصاد کشور میشود. کافی است تعداد جوانانی که به سربازی میروند را در میزانی که میتوانستند بر تولید ناخالص داخلی بیفزایند ضرب کنید تا حجم ضرر آشکار شود. دوم آنکه سبب تاخیر در ازدواج میشود که اثرات سو آن بر کسی پوشیده نیست. اين مساله خود سبب بروز بزهكاريهاي فراوان اجتماعي ميشود.
۱۲- سایه شوم سربازی چون کابوسی همواره بر سر جوانان از آغاز نوجوانی تا جوانی هست که موجب انواع اضطراب و اثرات سوء روانی میشود. در طول سربازی نيز دوري از خانواده، فشار جنسي، اضطراب از آينده نامعلوم و غيره انواع بحرانهاي روحي براي جوانان به ارمغان ميآورد که بعضا به بيماريهاي حاد روانی، افسردگی و حتی خودکشی منجر میشود.
۱۳- سربازي يک مقوله متعلق به دوران دولت- ملت است و لذا در دوران جهاني شدن کنوني که دولت- ملت در حال زوال است اين مقوله متصل به آن نيز در حال زوال است.
۱۴- اکنون متاسفانه خدمت سربازي به مکاني براي تربيت نيروهاي ضدانقلاب و ضدنظام و يا بيتفاوت به آن مبدل شده است. جوانان به سربازي نه به عنوان وظيفه ملي و شرعي بلکه به عنوان جبر و زور نگاه ميکنند و حق هم با جوانان است. از آن جايي که اتلاف قريب به دو سال عمر خود در سربازي را به پاي نظام مينويسند. در حالی که در واقع اين گونه نيست و نوعی غفلت حاصل شده است.
۱۵- بسياري از جوانان ايراني که در خارج از کشور هستند ميخواهند به کشور خود برگردند و به نام ايران دستاوردهاي علمي خود را ثبت کنند ولي خدمت سربازي خود آنها و يا فرزندانشان مانع است، زيرا تا زماني که مجبور باشند براي برگشتن تاواني دو ساله بدهند هيچ گاه بر نميگردند. راهکار مسوولین شاید این باشد که سربازي را براي آنها حذف کنند يا فروشي سازند ولي اين اقدام موجب تبعيض ميشود و سربازي به يکي از منشاهاي تبعيض بين کساني که در خارج هستند و جوانان داخلي تبديل میگردد که یقینا با شعار عدالت و عدم تبعیض در دولت اسلامي نمیخواند.
۱۶- ايران يکي از جوانترين کشورهاي دنياست و لذا اکنون سرباز وظيفه زيادی دارد، ولي مسوولین حاضر نيستند خدمت وظيفه سربازي را کاهش دهند. یک بار از یکی از شاغلین در ستاد کل نیروهای مسلح علت آن را پرسیدم جواب داد محاسبه کردهایم و دیدهایم درچند سال آينده تعداد سربازها کم ميشود و اگر کم کرديم ديگر نميتوانیم اضافه کنیم و لذا بهتر است که کم نکنیم. و البته به همين دليل جوانان بسياري سرگردان هستند. در حالي که دولت بايد همواره منافع مردم را بر خود مقدم بدارد. مضافا بر اينکه با رشد اتوماسيون و تکنولوژي به اين تعداد سرباز نياز نيست و هر سال به تعداد سرباز کمتري نياز است. هم اکنون نيز بسياري از کارهايي که براي سربازان وظيفه تعريف شده است بيهوده و قابل حذف شدن هستند.
۱۷- ممکن است گفته شود که حذف سربازی در شرایط کنونی نظام بین الملل به مصلحت نیست؛ اما اولا در دنیای امروز مساله امنیت بسیار نرم افزاری و ذهنی شده است و این اقدام اتفاقا نوعی پیام به دنیا است که ما آن قدر اعتماد داریم که سربازی را لغو میکنیم. ثانیا بار اصلی در جنگ بر دوش بسیجیان بود و چه بسیار جوانانی که قبل از سن قانونی میآمدند و تمایل به حضور در بسیج داشتند. ثالثا وضعیت ما از کشور لبنان که بدتر نیست. این کشور که در همسایگی اسراییل قرار دارد و هنوز در بخشهایی از کشورش با اسراییل درگیر است، ابتدا سربازی را به نصف کاهش داد و سپس قانون ارتش حرفهای را تصویب و سربازي را حذف كرد.
۱۸- بسیاری از جوانان برای فرار از سربازی به حوزههای علمیه میروند که اثرات مخرب آن معلوم است و لازم نیست که شرح داده شود. حضور چنین افرادی در حوزهها باعث تخریب فضای حوزه، تخریب وجهه عمومی حوزه در بین مردم و نهایتا واگذاری تربیت و هدایت مردم به کسانی میشود که از اول با عشق و علاقه پای در این راه نگذاشتهاند. راه حل های تفتیش انگیزه نیز بیحاصل است. زیرا نیات درونی افراد را نمیتوان یافت و چه بسا که باعث ممانعت از حضور افراد شایسته به واسطه ظن و گمانهای حدسی شود.
۱۹- به بیان اهل منطق اکنون سربازی سالبه به انتفاء موضوع شده است. اساس خدمت سربازی برای تشکیل و تامین نیروی ارتشهای دايمی بود که اکنون چنین هدفی منتفی شده است. رضاشاه که میخواست ارتشهای قبیلهای را منحل کند و ارتش دائمی تشکیل دهد نیاز به نیرو داشت و لذا اقدام به تصویب قانون خدمت وظیفه عمومی کرد ولی امروزه از طريق استخدام این مهم انجام میشود و نیازی به اجباری بودن آن نیست.
۲۰- در جنگهای پیچیده امروز و آینده از یک سرباز حداکثر دوساله و بدون گذراندن دورههای تخصصی که آموزش آن چندين سال طول ميکشد چه کاری بر میآید. در واقع پيشرفتهاي تكنولوژيك كارايي سربازان وظيفه را به نحو چشمگيري كاهش داده است. به همين دليل است كه امروزه اکثر کشورهای دنیا به سمت ارتش حرفهای و حذف سربازي رفتهاند. برخی از کشورهایی که سربازی اجباری را حذف کرده اند عبارتند از: انگلستان, فرانسه, پرتقال, ايتاليا, كانادا, استراليا, هلند, چك, مالزي, پاكستان, عمان, امارات متحده عربي, قطر, بحرين, ژاپن, هند, آرژانتين, بنگلادش. (منبع خبر: https://www.cia.gov/cia/publications/factbook/fields/2024.html)
۲۱- سربازی اساسا یک مقوله غربی است که رضاشاه آن را به تقلید از اروپا و با حمایت و تحت نظر انگلیسیها در ایران پیاده کرد و لذا بر اساس انگيزههاي الهي و ملي بنا نشده است.
۲۲- سربازی یکی از اصلیترین عوامل فرار مغزها میباشد. برای بسیاری از جوانانی که کشور را ترک میکنند فرار از سربازی یکی از مؤلفههای اصلی است و به خصوص آن که هر روز بر شمار کشورهایی که سربازی را حذف میکنند افزوده میشود و لذا در آن کشورها نیز نیازی به سربازی رفتن ندارند. کدام نخبه علمی حاضر است در ایران بماند در حالی که باید دو سال از بهترین سالهای عمرش را به بیهودگی بگذراند.
۲۳- اگر یک بررسی دقیق و علمی و از منظر اقتصاد صورت پذیرد این نتیجه آشکار میگردد که سربازی در مجموع به ضرر دولت تمام میشود. چون جوانی که تصور کند از او بیگاری میکشند با عشق و علاقه فعالیت نمیکند و این مساله باعث کاهش جدی بهرهوری میشود. چند کارمند دارای بهرهوری از خیل سربازانی که بیانگیزه هستند مفیدتر و اقتصادیترند.
۲۴- متاسفانه سربازی به محلی برای تربیت افراد بیعلاقه و بیانگیزه تبدیل شده است. معمولا کارمندانی که سربازی نرفتهاند از انگیزه کاری بالاتر برخوردار بوده و راههای فرار از زیر کار را کمتر میدانند و کمتر استفاده میکنند. جوانان در سربازی به خوبی راههای فرار از زیر کار و یا اصطلاحا دودره بازی را یاد میگیرند.
۲۵ – نكتهاي که از اهمیت ویژهای برخوردار است اینكه بیشترین ضرر و زیان را در سربازی خانوادههای کم بضاعت و فقیر میبینند. اغنیا و پولداران با پول و پارتی سربازی را برای نور چشمی هایشان به هتل تبدیل میکنند که البته در این صورت هم ما شاهد هدر رفتن سرمایههای ملی مان هستیم اما فقرا که جوانشان سرمایه کاریشان محسوب میشود و بایستی از پتانسیل جوانی فرزندانشان استفاده کنند دو سال از این نعمت خداداد محروم میكند. به گفته شهید مدرس کاری که بر خلاف طبیعت مردم به آنها تحمیل کردیم نتیجه آن بهتر از این نمیشود.
نگاهي به مجموعه استدلال هاي فوق نشان ميدهد كه حكم سربازي مانند حكم شراب و قمار است كه خداوند در مورد آنها ميفرمايد : و اثمهما اكبر من نفعهما " و ضررهاي آنها از نفعشان بيشتر است."
در واقع بايد گفت سربازي اجباری بردهداري مدرن است.
● راه کارها :
بيترديد تحقق ارتش حرفهاي و حذف خدمت اجباری سربازي و داوطلبانه کردن آن به بودجه و برنامهريزي دقيق نياز دارد ولي اميدوارم اين مطلب توانسته باشد ضرورت حذف سربازي را هر چند در افقي چندين ساله تبيين كرده باشد. نياز به بودجه و برنامه داشتن دليل متقني نيست كه بتواند ما را از نتايج زيانبار سربازي غافل سازد.
با توجه به نكته فوق سربازي از دو وجه "مدت سربازي" و "كمك هزينه" نياز به اصلاح دارد كه براي جلوگيري از فشار به دولت اين دو به صورت مرحلهاي صورت مي پذيرد.
وجه اول: مدت سربازي
مرحله اول: کاهش سريع مدت خدمت سربازي با توجه به اين كه اكنون تعداد جوانان آماده به خدمت بيشتر از تعداد مورد نياز است و افزايش در كمك هزينه پرداختي به سربازان داراي فرزند به نحوي كه كفاف نسبي زندگي را نمايد وافزايش براي ديگر سربازان درحد مقدورات بودجه.
مرحله دوم: تصویب قانون ممنوعیت به کار گیری سربازان در شهرک های مسکونی و مراکز تفریحی سپاه و ارتش و اجراي عملي و جدي آن و سپس كاهش متناسب با آن در مدت سربازي.
مرحله سوم: حذف سربازي براي طيف وسيعتري از نخبگان كه شامل تحصيلات عاليه و تعداد بيشتري از نخبگان كنكور و جشنوارههاي مهم مانند خوارزمي و نيز براي سربازان متاهل كه سربازي مانع عمده اي در مسير زندگي آنهاست.
مرحله چهارم: استخراج موارد قابل حذف و مشاغلي كه نياز به سرباز ندارند ولي به آنها سرباز تعلق مي گيرد و كاهش متناسب با آن در مدت سربازي.
مرحله پنجم: استفاده از تكنولوژي به جاي سرباز در مواردي كه امكان دارد و حذف متناسب با آن در خدمت سربازي. به عنوان مثال حذف تعداد بيشمار تلفنچيها در سازمانها و شهركهاي نظامي و استفاده از منشي كامپيوتري.
مرحله ششم: حذف خدمت سربازي و تصويب قانون ارتش حرفهاي و آموزشهاي نظامي دو ماهه به جوانان كه میتواند در یکی از تابستانهای دوران دبیرستان برگزار شود تا پس از اخذ دیپلم جوانان آزاد و آسوده باشند.
وجه دوم: كمك هزينه
اكنون يك سرباز وظيفه ماهيانه مبلغ 6000 تومان كمكي از دولت دريافت ميكند كه با آن حتي نميتواند به شهر محل اقامت بازگرد و گفتن مبلغ آن شرم آور است؛ در حالي كه وقتي دولت جوانان را مجبور ميسازد دو سال از عمر خود را صرف سربازي كنند خود آن جوان و خانواده او را از يك نيروي كار به مدت دوسال محروم ميسازد؛ لذا بايستي تدابيري نيز اتخاذ كند كه ديگر اين جوانان سربار خانواده خود نباشند و براي تامين حداقلهاي زندگي دستشان توي جيب پدر نباشد.
با توجه به اين نكته و همزمان با مراحل بالا لازم است كه مراحل زير نيز طي شوند:
مرحله اول: افزايش حقوق سربازان متاهل داراي فرزند به حدي كه بتوانند بخشي از هزينه هاي مسكن و اولاد را تامين كنند.
مرحله دوم: افزايش حقوق سربازان متاهل در حدي كه سربازي مانعي براي زندگي مشترك نگردد.
مرحله سوم: افزايش حقوق سربازان تحصيل كرده در حدي كه ثمره تحصيل خود را احساس كنند.
مرحله چهارم: افزايش حقوق سربازان وظيفه در حدي كه براي تامين نيازهاي خود محتاج خانواده و پدر نباشند.
مرحله پنجم: افزايش حقوق براي تمام سربازان در حد منصفانهاي كه نه تنها مانع ازداج نگشته بلكه مشوق آن نيز باشد.
مرحله ششم: تحقق ارتش حرفه اي و داوطلبانه شدن سربازي، چرا كه يقينا در صورت پرداخت حقوق منصفانه با استقبال جوانان روبرو ميشود و نيروهاي مسلح نيز آنان را درست و منطقي و صرفا درحد نياز به كار ميگيرد.
ذکر این نکته لازم است که طرح های متعدد گفته شده از سوی برخی صاحب نظران و مسوولان برای اصلاح خدمت سربازی کارا نبوده و چیزی جز وصله و پینه کردنهای مقطعی و بی حاصل نیست. راه حل اصلی حذف خدمت اجباري - به عبارت بهتر و حقیقیتر- بیگاری سربازی است. در ضمن هيچ راهکاري بدتر از فروش سربازي نيست. اگر سرباز زياد است بهتر است که دوره سربازي کوتاه شود نه اينکه دردي ديگر بر دردهاي فقراي جامعه افزوده شود و شاهد تبعيضي ديگر باشند.
مجددا تاكيد ميشود كه اگر گفته شود ارتش حرفهاي هزينههاي زياد دارد. اين مساله دليل نميشود که وضعيت سربازي تداوم يابد بلکه مدت زمان لازم براي حذف سربازي اجباري را طولانيتر ميسازد که در طول اين زمان بايد با کاهش خدمت سربازي و افزايش تدريجي حقوق سربازان به سوي اين هدف حرکت کرد.


بايد به صراحت عنوان كنم كه حقوق وضع شده در خانواده و در قانون مدني بصورتيست كه هميشه فرد مظلومتر و آبرومندتر بيشتر ضربه ميخورد .
وقتي در يك خانواده از اينكه براي مهريه و يا موارد ديگر بخواهند به دادگاه مراجعه كنند احساس شرم ميكنند و يا اينكه با وجود مقصر بودن مرد زن نميخواهد اسم طلاق بر روي او بيايد معلوم است كه چنين زني در خانواده در معرض آسيبهاي زيادي ميتواند باشد .
در مقابل وقتي در يك خانواده با وجود تقصير از طرف دختر براحتي بعد از چند ماه از عقد اسم دادگاه و پاسگاه به ميان ميآيد و بدون هيچگونه رو دربايستي مراحل شكايت و دادگاه و اجراي مهريه و حق حبس و . . . به زندگي باز ميشود بديهيست كه هر مردي از اينكه بخواهد با چنين خانواده اي وصلت كند بايد نگران عواقب وخيم آن باشد .
اما مساله اي كه به آن توجه نميشود عواقب اين رفتار است .
هر چند هر دختري (بخاطر زياد بودن مهريه) ميتواند بعد از عقد مشكلات فراواني براي طرف مقابل خودش بوجود بياورد و با اجراي مهريه و ديگر اقدامات موجب ايراد ضربات روحي به طرف خود بشود اما نهايت كار اين است كه كار به طلاق ميانجامد و ضربه سنگينتر نهايي متوجه خود دختر ميشود .لذا ميتوان انتظار داشت خانواده هايي كه بعد از عقد براحتي با بروز كمترين مشكلات قبل از عروسي تشويق به طلاق ميكنند براي مشكلات و عواقب اين موضوع زياد نگران نيستند و گاهاً طمع بدست آوردن يكشبه پول زياد و يا قصد آزار آنها را به اقداماتشان تشويق ميكند .
اين راهيست كه خيلي از خانواده ها در پيش ميگيرند يعني اقدام به آزار و اذيتي كه آينده فرزندانشان را تباه ميكند و متاسفانه بايد گفت كه قانون چنين راههايي را براي مردم باز كرده است .
در قانون صحبت از حق حبس و ماده 1085 قانون مدنيست اما همين موضوع بعد از اينكه آبروي مرد رفت و احياناً بخاطر مهريه و ماده 2 قانون نحوه اجراي محكوميتهاي مالي مرد به زندان افتاد بدون اينكه زندگي مشتركي وجود داشته باشد بر اساس ماده 3 قانون نحوه اجراي محكوميتهاي مالي اقدام به تقسيط مهريه ميكند و موجب ميشود مردبا پرداخت اقساط مهريه نجات پيدا كند و باز دوباره شرايط به حال طبيعي بر ميگردد اما لطفي كه اين قوانين در حق خانواده دارند و در واقع خيانتي كه به اسم حقوق به زنها ميشود در موارد زير مشخص ميشود .
وقتي مهريه به اجرا گذاشته شد مرد بخاطر نداشتن زنداني شده و آبرو و حيثيتش از بين ميرود و يا با احتمال خيلي كمتري اعسار خود را قبل از زنداني شدن اثبات ميكند كه بخاطر طول دادرسي كمي بعيد است .
بعد از مدتي پرداخت اقساط و آزادي است .
در مرحله بعد حتماً قبول داريد كه نميتوان با زني كه مرد را به زندان انداخته و آبروي او را برده (چنين قانوني در عقب مانده ترين مناطق و متوحشترين اقوام جهان هم وجود ندارد)زندگي كرد و بايد طلاق اتفاق بيفتد .
در اين حال بر اساس آمار در اكثر موارد مرد ديگر ارزشي براي زن قائل نميشود و زن هم ديگر ميترسد با اين مرد زندگي كند و با بذل مهر طلاق توافقي صورت ميگيرد و يا مرد يكطرفه طلاق ميدهد و مهريه را قسطي پرداخت ميكند .
در واقع ميتوان نتيجه گرفت هدف اصلي اين قوانين بروز طلاق است نه پرداخت مهريه و حقوق زنان چون در انتها كاملاً مشخص ميشود كه مهريه را نميشود با وجود نداشتن مرد از او دريافت كرد پس به مرد تخفيف داده ميشود و از پرداخت يكجاي حقوق زن صرفنظر ميشود .اما با وجود اين وضعيت جالب اينجاست كه چرا بايد زندگي متلاشي شود تا خانواده ها و قانون به اين واقعيت پي ببرند ؟.
در پايان با اينكه زن مقدمات از بين رفتن رابطه زناشوئي را فراهم كرده اما بيشترين ضربه به خود او وارد ميشود .در قانون چنين تلقين شده كه قانون حقوق زن را اعاده ميكند و چه بسيار وكلائي كه بدون اشاره به عواقب اين اقدامات زنان را به گرفتن حقوقشان تشويق ميكنند و در انتها هم طلاقشان را ميگيرند و مهريه را ميبخشند .
آنچنان كه از قوانين حال حاضر كشور به نظر ميرسد حتي اگر زن در زندگي دچار گناهاني چون زنا شود كمترين حقي به مرد بخاطر خيانت زنش تعلق نميگيرد اما در همين قانون به محض درخواست حقوق از طرف زن بدون اينكه حتي مرد دچار اشتباهي شده باشد مشكلات فراواني براي مرد ايجاد ميكند .
وقتي مردي براي طلاق مراجعه كند آنقدر بدهكارش ميكنند كه با وجود منحرف بودن زن باز هم جرات نميكند طلاق بدهد .
اما خيلي از زنها حداكثر با قصد بذل مهر و نگرفتن مهريه به دادگاه مراجعه و تقاضاي طلاق ميكنند و قصد نگرفتن مهريه گاهاً دليلي براي موجه بودن طلاق ميشود چرا كه اگر مرد اينكار را نكند بايد آبروي خود را ببازد .
يكي از نكاتي كه قبلاً به آن اشاره شد موضوع طلاق قبل از عروسي و حق حبس و گرفتن شناسنامه جديد براي دختران باكره است .
اين موضوعيست كه خيلي از دختران را به طلاق تشويق ميكند .
بعضيها با ديد كوته نظرانه خود فكر ميكنند” اين نشد يكي ديگه “ و قانون راه را براي آنها باز گذاشته است .
بر اساس انصاف همان قانوني كه حكم ميكند حقوق زن مانند مهريه اعاده شود زماني كه ميبيند اين امكانات موجب سوء استفاده بعضي دختران ميشود بايد آنها را به مجازات رسانده و از نظر مالي جريمه كند .
وقتي اين روشها وجود داشته باشد و بعنوان مثال هر كدام از طرفين در بروز مشكلات زندگي مقصر باشند محكوم و جريمه شوند مراجعه زياد زنها هم به دادگاهها كم ميشود و حداقل بخاطر طمع و هوسبازي و سوء استفاده از بكارت كسي به دادگاه مراجعه نميكند و اگر كسي هم مراجعه كرد او محق و مظلوم واقعيست .
چرا در قوانين جاري وقتي مردي معتاد و خطر ناك باشد زن مهريه اش را ميبخشد و طلاق ميگيرد و يا قانون نميتواند با او برخورد جدي بكند اما وقتي مرد داراي موقعيت اجتماعي خوبي باشد فشارهاي خود را به او وارد ميكند .
چطور است كه زن بعد از سالها زندگي و تربيت فرزندان و شب بيداريهاي فراوان براي فرزندان با بذل مهريه بايد طلاق بگيرد اما دختران جوان آستين كوتاه و پاچه كوتاه بعد از عقد ميروند تا همه مهريه خودشان را بگيرند و در عين حال حاضر به تمكين هم نيستند و قانون ميگويد فقط مهريه حق است و دختر اگر به سر زندگي نيايد مرد حتي نميتواند به او بگويد بالاي چشمت ابروست (در عمل قانون هيچ كمكي نميكند).((درست است كه مرد امضا كرده كه مهريه را بدهد اما اين حق از تعهد زن براي رابطه زوجيت ايجاد شده حال چگونه است كه اصل موضوع قابليت اجرائي و ضمانت قانوني ندارد اما چيزي كه بر آن فرع شده يعني مهريه حتي موجب زنداني شدن مرد ميشود))
قوانين گذشته كشور ما (در صورت آزار رساندن به زن) دلايلي براي بخشش مهريه و طلاق براي زنان ميشد امروزه با مشكلاتي كه از طرف دختران در فاصله بين عقد و عروسي ايجاد ميشود باب طلاقهاي توافقي باز شده و اكثريت طلاقها به اين صورت است .بديهيست كه مسلم بودن حق مهريه بعد از امضاي سند عقد و حق حبس و تعويض شناسنامه دختران باكره عامل تشويق كننده براي طلاق است .
قوانين ميتوانستند دادن شناسنامه جديد را موكول به رفتار منطقي زوجه در طلاق بكنند نه اينكه هر كاري خواست انجام بدهد و در انتها هم با طلاق توافقي مستعد گرفتن شناسنامه جديد بشود .
تمام مشكلاتي كه از اين وضع براي مردها بروز ميكند بواسطه عقد دائم و مسائل حقوقي مربوط به آن ميباشد .
بايد خاطر نشان كرد موضوعات مالي و مهريه و غيره جزء فروعات زندگي مشترك خانوادگيست ولي توجه قانون به اين موضوعات طوريست كه اين موضوعات فرعي اصل زندگي مشترك را كه با هم بودن و در كنار هم بودن و زندگي با صلح و صفاست زير سوال ميبرد .
در كل اشتباهات فراواني در شكل قوانين جاري وجود دارد و با كوچكترين اشتباه در انتخاب زندگيها براحتي به سمت طلاق هدايت ميشود و قوانين اين امر را تشديد ميكنند و كمتر به صبر و تامل تكيه ميشود .
پس با وجود اين همه معضل مسوليت و عواقب مشكلاتي كه ايجاد ميشود باز هم بيشتر متوجه خود جوانان و احياناً از ريشه انتخاب اشتباه اوليه آنها ميباشد .
تا چه زماني كسي بيايد و دلش براي اين وضع اسف بار بسوزد و قدمي بردارد .
لینک منبع:http://ensaf.blogfa.com/cat-11.aspx

